X
تبلیغات
مقاله . تحقیق . خبر - استاد شهریار ...

مقاله . تحقیق . خبر

با سلام . خوش آمديد . در این وبلاگ مقاله . سایت . تحقیق . خبر ...

استاد شهریار ...

 

سيد محمد حسين بهجت تبريزي متخلص به شهريار در سال ۱٢٨٥ شمسی در روستاي خشکناب در بخش قره چمن آذربايجان در خانواده اي اهل ادب به دنيا آمد. پدرش حاجي مير آقا خشکنابي و از وکلاي مبرز و مردي فاضل و خوش محاوره و از خوش نويسان دوره خود و با ايمان و کريم الطبع بود.  ايام کودکي او با جنبش آزادي خواهان مشروطه به رهبري ستارخان و باقرخان همراه بود.

وي در کودکي با قرآن و ديوان حافظ آشنا شد. پس از تحصيلات مقدماتي حوزوي به تهران رفت و وارد مدرسه دارالفنون گرديد. شهريار سپس وارد مدرسه طب شد ولي در پي حادثه ای پس از ٥ سال تحصيل بدون اخذ مدرک دکتري تهران و دانشکده را ترک گفت و در خراسان وارد خدمت دولتي گرديد. او در نيشابور به ديدار کمال الملک نقاش مشهور رفت و شعري درباره وي سرود. شهريار از آن پس مدتي در تهران سکونت داشت و از سال ۱۳۱٩ ش. در تبريز اقامت گزيد. وي همزمان با اوج گيري نهضت اسلامي با زبان شعر انقلاب اسلامي را همراهي کرد.

شهريار به عنوان يکي از مشهورترين غزل سران معاصر مطلوب خاص و عام است. او غزلهاي دلنشين بسياري سروده که يادگار نخستين عشق آتشين اوست. عشق عرفاني نيز در اشعار شهريار مقام والايي دارد و بر بيشتر شعرهاي او سايه افكنده است. کليات اشعار شهريار متجاوز از پانزده هزار بيت از قصيده و غزل و مثنوي و قطعه است كه در سه جلد به چاپ رسيده است.

 بسياري از خاطرات تلخ و شيرين از دوره هاي گوناگون زندگي، در اشعار شهريار منعكس است و با خواندن آنها مي توان گوشه هايي از زندگي شاعر را از نظر گذراند. از شعرهای به یاد ماندنی او می توان به اثر زیبا و آسمانی او در وصف مولای متقیان علی (ع) اشاره کرد که سالهاست چون گوهری در میان دیگر اشعار او میدرخشد.

شهـرت شهـريار تـقـريـباً بي سابقه است، تمام کشورهاي فارسي زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجمه يک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را مي سـتايـند. منظومه «حـيـدر بابا» نه تـنـهـا تا کوره ده هاي آذربايجان، بلکه به ترکـيه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـيه و جـمهـوري آذربايجان چـنـدين بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نيست ترک زباني منظومه حـيـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.

حيدربابا نام کوهى در زادگاه استاد محمد حسين بهجتى تبريزى ملقب به شهريار است. منظومه «حيدر بابايه سلام» نخستين بار در سال ١٣٣٢ منتشر شد و از آن زمان تاکنون به زبانهاى مختلفى ترجمه شده است. ليکن ترجمه بى بديل آن به شعر منظوم فارسى توسط دکتر بهروز ثروتيان شاهکارى ماندگار است. مترجم در توضيح هدف خود از انجام اين کار بسيار دشوار مى گويد: «زيبايى يک شعر در وزن و آهنگِ کلماتِ همنشين در يک بيت و هماهنگى آواها از نظر نرمى و درشتى و حتى برداشت و فروداشتِ حرکات نهاده شده که ذوق و استعداد هنرمند آنها را به هم دوخته است تا خواست دل او را به صورتى مؤثر و دل انگيز بيان کند. از همين روست که هر گونه تغيير در صورتِ شعر زيبايى و دلربايى آن را پريشان مى سازد بى آنکه شايد به شکل خيالى يا معنى آن لطمه اى بزند.»

حيدربابا سندى زنده است، و پرده اى رنگين و برجسته از زندگى در روستا را نشان مى دهد. مضمون اغلب بندهاى آن شایسته ترسيم و نقاشى است. زيرا از طبيعت جاندار سرچشمه مى گيرد. قلب پاک و انسان دوستِ شهريار بر صحنه ها نور مى ريزد و خوانندگان شعرش را به گذشته هاى دور مى برد. نيمى از اين منظومه نامنامه و يادواره است که شاعر در آن از خويشان و آشنايان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه ها و زمينها و صخره هاى اطراف خشگناب نام مى برد و هر يک را در شعر خود جاودانگى مى بخشد.

شهريار بي گمان در شاعري، استعدادي درخشان دارد كه در سراسر اشعار او، ‌روحي حساس و شاعرانه، ‌موج زنان بر بال تخيلي پوينده و آفريننده در پرواز است. او به تجدد و نوآوري در شعر گرايش محسوسي داشت و اشعاري كه براي نيما يوشيج و به ياد او سروده، ‌حكايت از اين موضوع دارد.

شهريار در سال ۱۳٦٧ ش. در مراسم مجتمع هنر و ادبيات دفاع مقدس به دريافت لوح دست خط زرين حضرت امام خمینی (ره)، ديپلم افتخار و سکه يادبود مجتمع به عنوان برگزيده شعر نائل آمد. اين شاعر شهير سرانجام در بيست و هفتم شهريور  ۱۳٦٧ ش. در سن ٨٢ سالگي در تهران درگذشت و در مقبره مقبرة الشعراي تبريز، كه مدفن بسياري از شعرا و هنرمندان آن ديار است، به خاک سپرده شد. شعرش جاودانه و نامش ماندگار باد.

بمنظور پاسداشت مقام ادبي استاد محمد حسين شهريار و نكوداشت اين شاعر پرآوازه، سالگرد درگذشت وي برابر با بيست و هفتم شهريور، به عنوان روز شعر و ادب نامگذاري شده است.

 

غزل :

 انتظار؛ جمع وتفريق؛ وحشي شکار؛ يوسف گمگشته؛ مسافر همدان؛ حراج عشق

 ساز صباء؛ وناي شبان و اشک مريم: دو مرغ بهشتي....... و خيلي آثار ديگر مشاهده کرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 23:51  توسط بهداد  |